![]() |
![]() |
|
| آموزشی- پژوهشی |
|
پاتنام سرمایه اجتماعی را واجد هردو بعد فردی و جمعی می داند و قبل از هر چیز افرادی را بهره مند می سازد که سرمایه اجتماعی را شکل می دهند . بنابراین سرمایه اجتماعی هم کالای خصوصی وهم کالای عمومی است . پاتنام در کتاب بولینگ یک نفره معتقد است که گر چه سرمایه اجتماعی درون گروهی در گروه های مختلف قومی ، سنی ، جنسی ، طبقاتی و ... ممکن است باعث شکل گیری خودهای انحصاری و تنگ نظرانه شود ، اما سرمایه اجتماعی بین گروهی باعث اتصال افراد غیر مشابه از بخش های گوناگون جامعه با هویت های باز و خالی از تعصب به یکدیگر می گردد و اگر چه این دو نوع سرمایه بسیار مهم هستند ، اما جایگزین یکدیگر نبوده و در جامعه از هم جدا نیستند بلکه با آمیزه ای از آنها در گروه های اجتماعی روبرو هستیم و از کم و زیاد شدن این دو نوع می توان بحث کرد . پاتنام در بخش دوم کتاب بولینگ یک نفره به بررسی روند مشارکت مدنی و سرمایه اجتماعی در آمریکا می پردازد و نتیجه می گیرد که کاهش سرمایه اجتماعی به شکل کاهش مشارکت سیاسی و اعتماد به حکومت، کاهش مشارکت سازمانی فعال و در یک کلام کاهش مشارکت مدنی می بیند(فیروز آبادی،1384 :8-157). پاتنام مفهوم سرمایه اجتماعی را فراتر از سطح فردی به کارمی گیرد و به چگونگی کارکرد سرمایه اجتماعی در سطح منطقه ای و ملی و نوع تأثیرات سرمایه اجتماعی بر نهادهای دمکراتیک علاقه مند است . به همین منظور در دو مطالعه تطبیقی، میان ایالت های مختلف در آمریکا ( در کتاب بولیگ تک نفره ) و همچنین حکومت های منطقه ای تازه تأسیس ایتالیا در شمال و جنوب در دهه 70 (در کتاب سنت های مدنی و دموکراسی)تأثیر سرمایه اجتماعی را در تقویت جامعه مدنی و کارآمدی دموکراسی از سویی و رشد و توسعه اقتصادی ازسوی دیگر مورد بررسی قرار داده است . اگر چه او از منافع خصوصی سرمایه اجتماعی نیز غافل نبوده و به صورت های عمومی7 و خصوصی8 جهات فردی و جمعی سرمایه اجتماعی اشاره دارد ، اما به صراحت بیان می دارد که تمرکز و علاقه مندی خاص او منافع خارجی و بهره ها ی عمومی سرمایه اجتماعی است ( توسلی و موسوی ، 1384 : 15 ) . پاتنام معتقد است که میزان بالای سرمایه اجتماعی در ایالت های مختلف باعث ایجاد یک قدرت جادویی می گردد . دلایلش به این شرح است : (فیروزآبادی،1384: 1-160) - سرمایه اجتماعی باعث حل مسایل جمعی می گردد . اگر مردم ( در حفظ نفع یا خیر عمومی که غیر قابل تقسیم و محروم کردن است مثل هوای پاک یا محیط زیست سالم ) با یکدیگر همکاری کنند و هر یک سهم خود را انجام دهند از وضع بهتری برخوردار خواهند بود . از طرف دیگر ساز و کار نهادی شدن باعث می گردد که رفتار جمعی قابل قبول از سوی همگان مورد قبول قرار گیرد و شبکه ها و هنجارهای اجتماعی که باعث تضمین آنها می شود ، در شکل گیری چنین ساز و کاری مؤثرند . - سرمایه اجتماعی باعث تسهیل گردش چرخش هایی می شود که اجازه پیشرفت همسان و یکنواخت جوامع را می دهد - سرمایه اجتماعی باعث بهبود وضعیت و بخت و اقبال نیز می گردد. به صورتی که با گسترش آگاهی از راه های مختلف و توانایی هایی که به یکدیگر متصل هستند به افرادی که با یکدیگر ارتباط دارند اجازه می دهد که از تسامح و انعطاف بیشتری برخوردار باشند ، خود خواهی کمتری داشته باشند و از همنوایی و همدلی بیشتری برخوردار باشند. وقتی افراد ارتباطشان با دیگران کم می شود ، کم تر می توانند راستی و صداقت خود را در داد و ستد و گفت و گوها درک کنند و در چنین شرایطی مردم کم تر هرز می روند . پاتنام در بحث تأثیر سرمایه اجتماعی بر دموکراسی معتقد است که با افزایش سرمایه اجتماعی و تعهد مردم در پرداخت مالیات ها و عوارض که رابطه مستقیم با سرمایه اجتماعی دارد ، طبیعتا کارایی حکومت و نهادهای مدنی افزایش می یابد . وی از سال 1970 تا دهه 90 تحقیقات وسیعی بر روی تأثیر سرمایه اجتماعی و نقش آن بر روی کارایی نهادی در نقاط مختلف ایتالیا انجام داده و نتیجه گرفته که هر جا سرمایه اجتماعی از میزان بیشتری برخوردار بوده بر کارایی نهادی و حکومت خوب ، تأثیر مثبت داشته است .همچنین وی معتقد است که هر دو بعد سرمایه اجتماعی چه درون گروهی و چه بین گروهی لازم است . بعد اول ( سرمایه اجتماعی درون گروهی ) بیشتر در ابعاد کوچکتر فردی و تربیتی درشکل سرمایه اجتماعی درون گروهی مفید است ؛ و بعد دوم ( سرمایه اجتماعی بین گروهی ) ، برای مسایل بزرگ اجتماعی و معماهای جمعی ، که نیازمند سرمایه اجتماعی بین گروهی است و مشارکت همه جانبه را می طلبد ضروری می باشد . وی رابطه سرمایه اجتماعی را با تساهل که بیشتر با بعد دوم سرمایه اجتماعی ( بین گروهی ) نزدیک است در چهار شکل تشخیص می دهد (همان:162 ). جدول2-2: رابطه سرمايه اجتماعي با تساهل(فیروز آبادی،1384: 162)
پاتنام موفقیت در غلبه بر معضلات عمل جمعی و فرصت طلبی را که در نهایت به ضرر خود افراد تمام می شود به زمینه اجتماعی گسترده آن مربوط می داند . به گونه ای که همکاری داوطلبانه در جامعه ای که سرمایه اجتماعی عظیمی را در شکل هنجارهای عمل متقابل و شبکه های مشارکت مدنی به ارث برده اند بهتر صورت می گیرد. شبکه های مشارکت مدنی ، یکی از اجزاء ضروری سرمایه اجتماعی می باشند و هر چه این شبکه ها متراکم تر باشند احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل بیشتر است . شبکه های مشارکت مدنی،هزینه های بالقوه عهد شکنی را در هرمعامله ای افزایش می دهند. فرصت طلبی ، منافعی را که فرد انتظار دارد از دیگر معاملات همزمانش و معاملات آینده نصیبش شود به خطر می اندازد . شبکه های مشارکت مدنی در زبان تئوری بازی ها ، تکرار پیوند درونی بازی ها را افزایش می دهند ( پاتنام،1380: 297 ) . شبکه های مشارکت مدنی ، هنجارهای قوی معامله متقابل را تقویت می کنند ، شبکه های مشارکت مدنی ارتباطات را تسهیل می کنند و جریان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد بهبود می بخشند . شبکه های مشارکت مدنی اجازه می دهند که حسن شهرت ها به دیگران انتقال یافته و پالایش شوند . شبکه های مشارکت مدنی تجسم موفقیت پیشینیان در همکاری هستند که می توانند به عنوان چارچوب فرهنگی شفاف برای همکاری آینده عمل نمایند . البته شبکه های مشارکت مدنی مورد نظر کلمن و پاتنام شامل شبکه های افقی می باشند نه عمودی ، زیرا در شبکه های عمودی جریان عمودی اطلاعات غیر موثق تر از جریان افقی اطلاعات هستند و بخشی از آن به این دلیل است که اطلاعات قابل اتکا و درست مانع بهره کشی و استعمار محسوب می شوند . مهم تر اینکه مجازات هایی که از هنجارهای معامله متقابل در مقابل تهدید فرصت طلبی حمایت می کند در شبکه های عمودی ، کمتر برای مقامات عالی وضع می شوند و اگر هم وضع شوند کمتر اجرا می گردند ( همان : 298 ) . سومین عنصر سرمایه اجتماعی از نظر پاتنام عنصر اعتماد است . اعتماد باعث تسهیل همکاری می شود . هر چه اعتماد در جامعه ای بالاتر باشد احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود و خود همکاری نیز اعتماد ایجاد می کند . اعتماد که یکی از عناصر ضروری تقویت همکاری است عنصر غیر اختیاری و ناآگاهانه نمی باشند . اعتماد مستلزم پیش بینی رفتار بازیگر مستقل است . " شما برای انجام دادن کاری صرفا به این دلیل که فردی ( یا نهادی ) می گوید آن را انجام خواهد داد به او اعتماد نمی کنید . بلکه شما تنها به این دلیل به او اعتماد می کنید که با توجه به شناختتان از خلق و خوی او ، انتخاب های ممکن او تبعاتشان و توانایی او حدس می زنید که او انجام دادن این کار را برخواهد گزید" (همان : 292 ). وی در چگونگی فرآیند تبدیل اعتماد فردی به اعتماد اجتماعی معتقد است که اعتماد اجتماعی ( عمومی ) در جوامع مدرن پیچیده از دو منبع مرتبط یعنی هنجارهای معامله متقابل و شبکه های مدنی ناشی می شود . وی در بحث تقدم و تأخر سه عامل مذکور که منابع سرمایه اجتماعی را می سازند معتقد است : " اعتماد اجتماعی به هنجارهای معامله متقابل ، شبکه های مشارکت مدنی و همکاری موفقیت آمیز ، متقابلا یکدیگر را تقویت می کنند . وجود نهادهای همکاری جویانه کارآمد ، مستلزم مهارت ها و اعتماد بین اشخاص می باشند ؛ اما آن مهارت ها و این اعتماد نیز به نوبه خود به وسیله همکاری سازمان یافته تلقین می شوند . هنجارها و شبکه های مشارکت مدنی به رفاه اقتصادی کمک می نمایند و به نوبه خود نیز توسط این رفاه تقویت می شوند " ( همان : 309 ) . وی به یک نوع "تحلیل تعادلی " به جای تحلیل خطی در رابطه این سه عنصر با یکدیگر معتقد است . منبع: پایان نامه کارشناسی ارشد، اسفند ماه ۱۳۸۷،دانشگاه پیام نور-مرکزتهران-سیدحمیدرضاموسوی خورشیدی |
|||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/03/05ساعت 19:55 توسط موسوی خورشیدی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن جامعه شناسی آموزش وپرورش ایران عکس ماهواره ای زمین آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|